زخم زبان
کاش هرکدام از ما قبل از اینکه حرفی بزنیم کلمات را مزه مزه کنیم،توی مغزمان بسنجیم و بعد به زبان بیاوریم که گاهی یک حرف مثل زخم یک خنجر روی قلبمان می ماند .زخم ،خون ریزیش بند میاید و جوش میخورد ولی جایش همیشه میماند و با هر بار نگاه کردن به آن، درد آن لحظه ضربتش را به یادت می آورد.
درد شنیدن یک حرف گاهی دردناک تر از زخم یک خنجر است.
بیستم تیر ماه یکهزاروسیصدوبیست و شش در تهران بدنیا آمدم.در یک خانواده پرجمعیت بزرگ شدم.دوران کودکی و نوجوانی را بخاطر شغل پدرم درشهرهای غرب کشور گذراندم .