تبریک روززن
فامیلی احمد آقارا نمیدانم ، ولی کاسب های محل احمد نقره صدایش میکنند.یک مغازه کوچک دارد که در آن زیورآلات نقره میفروشد نمیشود بروم خرید و نبینمش و سلام علیکی و حالی و احوالی و گاهی با مغازه دارهای بغلی گپ و گفتگوی کوتاهی را جع به مسائل روز نداشته باشم. امروز که سلام و علیک کردیم داشتم رد میشدم که گفت درضمن روزتان مبارک . یک جور صمیمیتی توی صدایش بود که عجب چسبید سرصبحی .....
+ نوشته شده در دوشنبه دوم خرداد ۱۳۹۰ ساعت 13:42 توسط ناهید یوسفی
|
بیستم تیر ماه یکهزاروسیصدوبیست و شش در تهران بدنیا آمدم.در یک خانواده پرجمعیت بزرگ شدم.دوران کودکی و نوجوانی را بخاطر شغل پدرم درشهرهای غرب کشور گذراندم .