آرامش
بعد از مدتها دلشوره و نگرانی،بلا تکلیفی و انتظار سرانجام به آرامش رسیدم.
از خانه ای سرشار از خاطره و دلبستگی خداحافظی کردم و ساکن جایی دیگر شدم.آپارتمانی نوساز و زیبا در محله ای آرام و با صفا.اینجا از سروصدای ماشین ها و دست فروش خبری نیست.اینجا بچه ها توی کوچه بازی نمی کنن هرچند خودمانیم،دلم برای سروصدای بچه های کوچه تنگ شده.که گاهی زنگ خانه را بزنند و توپشان را که توی حیاط افتاده طلب کنند.با جند نفر از ساکنین ساختمان آشنا شدم که همگی آدمهای مهربان و خوبی هستند.
همه چیز خوب و عالی است.رسم زمانه چنین است،باید تغییر کنیم.بعضی چیزها را ازدست میدهیم و به جایش چیزهای بهتری به دست می آوریم.
+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم شهریور ۱۳۹۸ ساعت 11:21 توسط ناهید یوسفی
|
بیستم تیر ماه یکهزاروسیصدوبیست و شش در تهران بدنیا آمدم.در یک خانواده پرجمعیت بزرگ شدم.دوران کودکی و نوجوانی را بخاطر شغل پدرم درشهرهای غرب کشور گذراندم .