روز پدر و یاد پدر
پدرم افسر ارتش بود.جدی،سختگیر،بادیسیپلین ودرعین حال با قلبی مهربان. همه زندگیش خانواده اش بود.نان مانده سفره همیشه سهم او بود ومادر ،ونان تازه قسمت ما بچه ها.
برای من مظهر قدرت بود و صلابت وشخصیت.به او افتخار میکردم وعاشقانه دوستش داشتم.تا وقتی داشتمش دخترلوسش بودم.وفتی خودم را لوس میکردم ومی رفتم توی بغلش و می بوسیدمش،درعین حال که لذت میبرد و لبخند میزد میپرسید حالا چی میخواهی بابا؟وخواسته ام برآورده میشد.
قلبی ضعیف داشت و این اواخر همیشه وحشت داشتم از رفتنش.هر وقت میخواستم از او جدا شوم چنان در آغوشش میگرفتم ومی بوسیدمش که میترسیدم آخرین دیدار باشد.
و چه زود رفت،شصت وهشت ساله بود که ترکمان کرد واین احساس گناه همیشه درمن ماند به خاطر چند باری که دلش راشکستم و به خاطر جوانی برخلاف میلش رفتار کردم.
هنوز گاهی که به او فکرمیکنم حتی بویش رابه خاطر میآورم.
روز همه پدرهای خوب و مردان با صفا مبارک.
و روح همه پدرهایی که دیگرد رمیان ما نیستند شاد.که نامشان ویادشان تا ابد درفلب ما زنده است.
بیستم تیر ماه یکهزاروسیصدوبیست و شش در تهران بدنیا آمدم.در یک خانواده پرجمعیت بزرگ شدم.دوران کودکی و نوجوانی را بخاطر شغل پدرم درشهرهای غرب کشور گذراندم .