برای بیست و پنج سالگی پسرم
بهاربود که آمدی.تا باتو تمام فصلهایم بهاری شود.
باتو دوباره متولد شدم،رشد کردم و بالیدم.ازهرلحظه باتو بودن لذت بردم.بیشترازاینکه به توبیاموزم ازتو آموختم.
قسمتی ازشخصیت تو را من ساخته ام وباید اقرارکنم تو در شکل گرفتن شخصیت امروزی من سهم بیشتری داشته ای.
فکرمیکنم توبیشتربه من بخشیده ای تا من به تو.
زادروزت مبارک پسرم.
آرزودارم به هر آنچه آرزو داری برسی و از زندگی لذت ببری.
همیشه گفته ای(هیچ مادری نباید به فرزندش بگوید به تو افتخارمیکنم) امامن به مانند همه مادران ایرانی به تو افتخارمیکنم.به خود میبالم که مردی چون تو در دامان من پرورش یافته.با تمام خصوصیات مثبت انسانی.
آرزو دارم همیشه شاهد خوشبختی وسعادتت باشم .
واین چند خط برای سپاس ازتو برای حضورت درزندگی من.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم فروردین ۱۳۹۱ ساعت 0:45 توسط ناهید یوسفی
|
بیستم تیر ماه یکهزاروسیصدوبیست و شش در تهران بدنیا آمدم.در یک خانواده پرجمعیت بزرگ شدم.دوران کودکی و نوجوانی را بخاطر شغل پدرم درشهرهای غرب کشور گذراندم .