امروز چهاردهم اسفند ماه هزار و سیصد و نود و هفت فروش خانه پدری تمام شد.خانه ای که از چهاردهم تیر ماه چهل و شش محل سکونت خانواده پر جمعیت ما شد.خانه ای که همیشه پراز مهمان بود.این خانه نه تنها برای خانواده ما بلکه خیلی از اقوام و دوستان پر از خاطره است که از شنیدن فروش آن که بزودی تبدیل به آپارتمانی جند طبقه میشود آهی از افسوس میکشند.

سالها که گذشت بچه ها یکی یکی ازدواج کردیم و از اینجا رفتیم خانه خلوت و خلوت تر شد . من سال هفتاد و سه دوباره به این خانه برگشتم و سالهای اخیر دیگر من و مامان بودیم.سال پیش مادر ما را برای همیشه ترک کرد و آخرین نفر این من هستم که باید از اینحا کوچ کنم.

هم از بین رفتن این حانه برایم غم انگیز است و هم شاید باید خوشحال باشم که به خانه ای تازه و محله ای دیگر نقل مکان میکنم.

بزودی خداجافظ امیریه.

سلام زندگی جدید و محله ای زیباتر.

همیشه زندگی زیباست.باید فقط به پیش رو نگاه کرد ،با امید و خوش بینی.