تبليغاتX
پاک بوم - مامان فال بین من

مامان عاشق قهوه است.نه نسکافه بلکه قهوه ترک که دم کنی و بریزی توی یک فنجان خوشگل.

امروز براش قهوه دم کردم و گذاشتم جلوش ویکی هم برای خودم و سرگرم کارهام شدم.چند دقیقه بعد

مامان:فنجون منو ببین یک درخت بزرگ پراز شاخ و برگه با ریشه هائی بزرگ که توی زمین جا گرفته.این درخت من هستم و اون شاخه ها بچه ها و نوه هام هستند.یک پرنده هم داره میاد به طرفم.یعنی این پرنده چیه؟..فنجون تو کو؟

من:گذاشتم توی سینک

مامان:حیف شد وگرنه فالتو میدیدم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387ساعت 0:31  توسط ناهید یوسفی  |