|
|
|
|
|
مامان تعریف میکنه زمانی که بچه بوده و اون زمونها هنوز برق به مملکت ما نیومده بوده٬مادر بزرگش هرروزصبح چراغ گردسوزوفتیله ای رو پرازنفت میکرده و حبابش رو میشسته تا برای شب آماده باشه. این شبها که اکثزاً نصف شبها برق میره و منهم میخوام مامان اگر نصف شب بیدار شد خونه تاریک نباشه هرروز صبح چراغ فتیله ای قدیمی رو نفت میکنم و حبابش رو میشورم و وقت خواب روشن میکنم. فکرنمیکنیداین خیلی قشنگه که داریم برمیگردیم به زمون مادربزرگ مادربزرگمون؟ |
||
|
+
نوشته شده در شنبه ششم بهمن 1386ساعت 13:13 توسط ناهید یوسفی
|
|
||