تبليغاتX
پاک بوم
 

هر فصلی میوه و سبزی مخصوص به خودشوداره.....حکمت خدارو میبینید؟......هر چیزی سر جای خودشه.....تابستونها که گرمه و زیاد عرق میکنیم.میوه های آبدارو ضدعطش.طالبی...هندوانه...آلبالو...و خیلی میوه های دیگه....زمستونها که زود سرما میخوریم پرتقال و لیموشیرین..که سرشار از ویتامین ث هستند....شلغم که داروی سرفه است....و...و....بگذریم از اینکه با پیشرفت تکنولوژی و امکانات جدید همه چیز تو هر فصلی پیدا میشه ولی... از حق نگذریم  که هر کدومشون به فصل خودش میچسبه...و من شدیداًمخالف فریز کردن سبزیها و میوه ها هستم و معتقدم هر چیزی رو باید به فصلش خورد.....

این همه آسمون ریسمون بافتم که بگم....یکی از میوه های این فصل به هست...این میوه خوشمزه که هم میشه خامشو خورد....هم مربا درست کرد...و هم خورش....طرز تهیه اش مثل خورش قیمه است..ولی به جای سیب زمینی سرخ شده به میریزیم..

۱-گوشت گوسفند.خورد شده مثل قیمه(.نپرسین چقدر چون من هیچوقت نمیکشم و چشمی برمیدارم..)

۲-لپه ...فکر میکنم به ازای هر ۲۵۰ گرم یک پیمانه پلوپزکافی باشه..(این رو هم من چشمی برمیدارم)..که بهتره از قبل خیسشون کنید..

۳-پیاز درشت . ..که هم میتونید ریز خورد کنید و ....و هم میتونید با رنده درشت رنده کنید...

۴-به یک عدد درشت که فقط میشورید و با پوست بطور مکعبی خورد میکنید....نه خیلی ریز....و یادتون نره که دونه هاشو وقتی در میارین دور نریزید....بگذارید توی ظرفی تا خشک بشن ...تا اگر خدای نکرده سرماخوردید مرهم سینه اتون باشه...

روغن...زرد چوبه....نمک....آبلیمو.....کمی شکر....و زعفران بمقدار لازم...

پیاز رو توی قابلمه با مقدار کمی روغن سرخ میکنیم تا طلا ئی بشن.موقع سرخ کردنشون زردچوبه رو میریزیم....و بعد گوشت رو میریزیم و سرخ میکنیم....و لپه هارو اضافه میکنیم و روشون آب میریزیم...و وقتی جوش اومد شعله رو کم میکنیم تا آروم آروم پخته بشن...یادتون باشه که رب نباید بزنید......وقتی همه مواد خوب پخته شدند.....به رو توی یک ماهی تابه با  روغن کمی سرخ میکنیم و روی خورشتمون میریزیم....ویکربع بعدآبلیمو و کمی شکر و زعفرون رو اضافه میکنیم...یادتون باشه...این خورش باید به ترشی بزنه نه شیرینی...و وقتی هم آماده میشه آبش به اندازه باشه.....

نوش جونتون.....

پ-ن:جاتون خالی این غذای فردا ناهار ماست...

پ-ن۲:این غذا لیمو عمانی نمیخواد.....فقط آبلیمو.....

پ-ن ۳:به اینجا هم همچین ارزون نیست...من یکدونه خریدم هفتصد تومن ناقابل....

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386ساعت 0:4  توسط ناهید یوسفی  | 

 

کم کم داره فصل سرما شروع میشه و موسم میوه ها و سبزیهای زمستون....و ترشیهای جور واجور.....البته خودم خیلی اهل ترشی نیستم ولی از بعضی ترشیها نمیشه گذشت.....یکی از اونها ترشی لبوست....

لبوئی که برای ترشی لازم داریم بهتره تنوری باشه...من خودم از اونهائی که لبو فروشها میفروشند میخرم ولی نه اونهائی که پوست کنده و توی طبق میفروشه....اونهائی رو که هنوز پوست نکنده و زیر طبقش میگذاره....اینجوری وقتی پوستشو بکنی تمیزند.....

لبوها رو به هرشکلی که دوست دارین ببرین.....میتونین رنده کنید.....ورقه ورقه کنید....خلال کنید....یا با چاقوهای مخصوص به شکلهای قشنگ در بیارید......بعد اونها رو توی شیشه بریزید و روش سرکه سفید بریزید.....

حالا دو تا کار میتونین انجام بدید و این بستگی به ذائقه تون داره.......میتونین کمی نمک بزنید ...یا میتونید شکر بریزید....مقدار شکرش هم باز بستگی به ذائقه خودتون داره....من دومی رو ترجیح میدم چون ترش و شیرین میشه......به قول پدرم....میخوش...

اگه سوالی دارید بپرسید.....در خدمتم.....

نوش جان

پ.ن:باعرض معذرت خدمت همه مخصوصاًمامان غزل........لبوهای خام رو رنده کردم و توی یک قابلمه ریختم و اونقدر سرکه ریختم که وقتی میجوشه به همه لبوها برسه و با شعله کم پختم....تقریباًنیم ساعت طول کشید....خوب و مغز پخت شدند....دقت کنید چون اولش کمی کف میکنه سر نره....بعد میتونید در قابلمه رو بگذارید...و چون من دوست داشتم ملس بشه اواخر طبخ کمی شکر اضافه کردم.....وقتی زیرش رو خاموش کردم بعد از سرد شدن توی شیشه ریختم..........

+ نوشته شده در  جمعه ششم مهر 1386ساعت 1:8  توسط ناهید یوسفی  | 

 

دیروزتوی تلویزیون یکنفر داشت از بچه ها میپرسیدوقتی بزرگ شدید دوست دارید چه کاره بشین؟.....بیشترشون میگفتند دکتر یا مهندس....نیکی پرسید پسر کوچولوی شما دوست داشت چکاره بشه....؟........و من یاد پسر  کوچولوی خودم افتادم که دوست داشت آتش نشان بشه.........چند نفر از بچه ها به آرزوهای کودکیشون میرسن؟.......مثل نیکی....

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم مهر 1386ساعت 11:56  توسط ناهید یوسفی  |